پهلوان صادق قمی
ü پهلوان صادق کلاه مال
ü متولد قم
ü از پهلوانان بنام عهد ناصرالدین شاه قاجار
ü از شاگردان پهلوان ابوالقاسم قمی
ü در جوانی به همراه پهوان ابوالقاسم قمی به تهران آمد.
ü در تهران به شغل کلاه مالی اشتغال داشته است.
ü یکبار با پهلوان اکبر خراسانی کشتی گرفتند که هیچ کس بر دیگری پیروز نگردید.
ü در سفری که ناصرالدین شاه به کلاردشت داشته است ، فردی از پهلوانان جنگل با روش کشتی مخصوص آن منطقه که از مشت و لگد هم استفاده می کردند ، پهلوانان همراه ناصرالدین شاه را در شکست می دهد. "تا جائیکه چند دست و پا از آن می شکند." وقتی خبر در تهران به پهلوان صادق می رسد برای جبران شکست پهلوانان که از دوستان وی بودند فوراً به کلاردشت رفته و از ناصرالدین شاه رخصت کشتی می گیرد. شاه به او اجازه کشتی گرفتن می دهد مشروط به اینکه در صورت شکست خوردن به سختی مجازات گردد. پهلوان صادق قبول می کند و با پهلوان جنگل کشتی میگیرد که نهایتاً پهلوان جنگل به سختی شکست می خورد.
ü در اواخر عمر در پست خانه به عنوان مأمور توزیع پست اشتغال داشته است.
ü وفات : در سن 85 سالگی ، تهران
ü مزار : جوار مرقد امام زاده سید نصرالدین (خیابان خیام تهران)
یا علیموزه کبر و ریا بیرون در بگذاشتند
کسوت همت فرو بستن زخود بی خود شدن
خویش را در پیشگاه پوریا بنگاشتن
از نوای ضرب مرشد روح را صیقل زدن
بذر ایثار و فتوت در دل و جان کاشتن
با ادب در حلقه گود مقدس بر شدن
سنگ و میل و تخته را با حرمتی برداشتن
چرخ عرفانی زدن پای ارادت کوفتن
شوکت کباده را بر روی سر افراشتن
از کدورتها زدودن خانه تاریک دل
اندر آن ایثار و احسان و صفا انباشتن
فرصتی تا هست باید بهره ای دریافتن
گیرو دار چرخ را بازیچه ای انگاشتن
ای خوشا آیین عیاری ز نو احیا شدن
پهلوانی همتی بر پاس آن بگماشتن
با تشکر از وبلاگ volvo5.mihanblog.com
شعر زورخانهای
دیرگاهی است گذرها و کوی و برزنها در قرق پهلوانان و لوطیان نیست و دیگر شاهد هنگامه گلریزان مرشدان و های و هوی "نوچه" ها و "لنگی" ها و "زنگی" ها و "صلواتی" های زورخانه نیستیم. قصه اینها را دیری است زمانه به فراموشی سپرده است.
نکته دیگر اینکه شاعران گذشته گویا بیشتر از امروزی ها به ورزش , که در آن روزگار بیشتر اسب سواری و تیراندازی و کشتی بوده , توجه داشته اند و بسیاری از اصطلاحات رایج یا فراموش شده این ورزشها , بویژه کشتی را می توان در سروده های آنان یافت. بویژه شعر برخی شاعران دوره صفوی و شاعرانی چون میر نجات اصفهانی(متوفی 1122 ه ق) که مثنویی به نام "گُل کُشتی" در بیان اصطلاحات این فن دارد ، از این لحاظ قابل توجه است. اینک برخی از این اصطلاحات:
بانگ خلیل اللهی: کشتی گیران چون حریف را از جا می کندند تا بر زمینش بزنند , به شیوه حضرت خلیل بانگ الله اکبر از جان برمی آوردند:
گوش بر حرف تو دارند ز مه تا ماهی
گاه کشتی چو کشی بانگ خلیل اللهی(میر نجات)
تخته شلنگ زدن: جستن و پا افشاندن کشتی گیران:
چنین گر بر در مردم شلنگ تخته خواهی زد
ترقی گر کنی آخر تو کشتی گیر خواهی شد!(خان خالص)
دست فرو کوفتن: رسم پهلوانان بوده که چون با حریف بر سر کشتی آیند دست بر شانه کوبند به نشانه ابراز قدرت و پر زوری:
گردون به زبر دستی برخیزد اگر با من
تا دست فرو کوبد پشتش به زمین باشد!( سنجر کاشی)
روی دست : نام فنی است در کشتی:
می توان پیش زبردستان نهادن پشت دست
روی دست از زیر دست خویش خوردن مشکل است!( صائب)
زمین دیوار: ورزشی در کشتی:
دیدن روی تواش ای مه من ناچار است
ورزش مهر به کوی تو زمین دیوار است( میر نجات)
گرده پوشیدن: اشاره به رسمی دارد که در حالت کشتی پهلوانان خاک بر بدن خود می مالیده اند:
گرده پوشید دگر شیر صفت آهویی
باز هنگامه کشتی ست حریفان هویی!( میر نجات)
گُل زدن و گُل فرستادن: گویا برای دعوت حریف به کشتی برایش سیب یا گل می فرستاده اند.این اصطلاح به صورت "گُل کشتی" نیز کاربرد داشته است:
در این بهار نشد کس حریف فریادم
به بلبلان چمن هم گلی فرستادم( منصف تهرانی)
گهواره دیو: فنی است که دو حریف یکدیگر را تکان دهند تا یکی دیگری را ناغافل به زمین بزند:
همه رنگ و همه مکر و همه ریو است رقیب
بی سخن صورت گهواره دیو است رقیب( میر نجات)
هزاری: کسی که روزی هزار بار ورزش تخته شلنگ کند:
ای که در هند جفا تیغ تو کاری باشد
منصب تخته شلنگ تو هزاری باشد!(میر نجات)
اول به زورخانه چو رفتی
آری زمین به نام جهان آفرین ببوس
از پهلوان و مرشد و از پیش کسوتان
سر نه به آستان و پس آستین ببوس
خواهی که نور چشم شوی پیش این و آن
پیشانی و جبین و رخ این و آن ببوس
دست خدای را به حقیقت بدست گیر
این شعر را بخوان و زمین را چنین ببوس
کای لنگر زمین و زمان ، جان هراحد
دست من است و دامن تو یا علی
مفتون همدانی
به درخواست دوستان، چنتا از مرشدی های ورزش زورخانه را برای دانلود گذاشتم، اولی ضرب و آواز زیبای بسم الله است، فایل دوم ضرب شمارش است.
جهت دانلود روی گذینه مورد نظر راست کلیک و Save Target As را انتخاب کنید:
1- دانلود ضرب بسم الله
2-دانلود ضرب شمارش
پیوستگی موسیقی و ورزش باستانی
ادامه مطلب
|
لباس زورخانه |
|
تنکه : لباس
مخصوص کشتی گیران است که علاوه بر تنکه، تنک، تنبان، سلوار، شلوار و
سزاوار نیز خوانده شده است. رنگهای اصلی آن سبز، قرمز و آبی است و در
اعیاد و جشنها در زورخانه برای ورزش آن را می پوشند. جنس آن از کرباس و
چرم است و در بالای آن بندی برای محکم کردنش قرار می دهند. لنگ : لنگ
در زورخانه بمنزله احرام است و احرام یعنی محرم شدن مانند حجاج. آنان به
دور کعبه طواف می کنند و ورزشکاران بر گرد گود حلقه بسته و در حرم دل خویش
می گردند تا لبیک گویان به خویشتن خویش دست یابند. هنگام بستن باید دو قفل و یک زبانی آن را که اهل فتوت می دانند، ببندند. لنگ
بوسیله مشتمالچی و به دستور مرشد یا کهنه سوار به ورزشکاران داده می شود.
ورزشکاران موظفند بمحض دریافت، آن را بوسیده و با اجازه بزرگتران حاضر به
سمت رختکن حرکت کنند. اگر شخص نوپایی بخواهد وارد گود شود، باید مدتی زیر
نظر استادی تمرین کند و مطیع محض باشد و بنده وار به استاد خود خدمت کند و
پس از قبول شدن در تمام آزمونها، مراسم لنگ بندان در جمعه روزی در حضور
تمام فتیان و جوانمردان به مرحله اجراء در می آید و پس از اتمام، به
شکرانه آن و باندازه توان خود، به حضار شیرینی می دهد. سپس نماز شکر بجای
می آورد که خداوند او را توفیق فرموده که در جرگه جوانمردان امت رسول و
شیعیان مرتضی علی قرار گیرد و محرم گردد. آنگاه در حق تمام فتیان و
جوانمردان و تازه واردان دعای خیر می نماید. لازم است اول کهنه سوار در حق
او دعای خیر بخواند و جمع آمین گویند. ورزشکار پس از دریافت لنگ ابتدا تجدید وضو نموده و دوباره با ذکر 'بسم الله یا ستار العیوب' با دو گره به کمر می بندد ( آن را روی زیر شلواری بلند سوار می کند ). سپس برای اداء دو رکعت نماز شکر بسمت جاسنگی رفته و پس از اقامه نمار، تسبیحات حضرت زهرا(س) ( 34الله اکبر،33الحمدالله، 33 سبحان الله )را اداء می کند و با سلام و صلوات به12 امام و 14 معصوم که نامشان را یک به یک بزبان می آورد، به سمت گود بر می گردد و شروع به ورزش می کند. |
حركات، یا در واقع برنامه ورزش در زورخانه عبارت است از:سنگ گرفتن، شنا كردن،
میل گرفتن، میلبازی، چرخ زدن، پای زدن، كباده زدن، كشتی و بلاخره مشتمال.
ـ پهلوان سنگباز ابتدا به پشت میخوابد و دو قطعه سنگ را به دستهای چپ و راست میگیرد و با غلتیدن به چپ و راست، ورزش میكندـ شنا كردن با استفاده از تخته شنا و یا بدون آن انجام میشود، هنگام شنا، مرشد اشعار حماسی خاصی را از شاهنامه فردوسی با ریتم دلپذیری میخواند.

ـ چرخ زدن ـ پس از میل گرفتن، در ورزش زورخانهای، برنامه چرخ زدن آغاز میشود پهلوانان در این حركت روی یك یا دو پا به سرعت عجیبی دور خود میچرخند و گاه نیز با پرش روی یك پا یا دو پا در حال چرخ تماشاچیان را از لحاظ قدرت جسمی خود در حفظ تعادل، به حیرت و تحسین وا میدارند.
ـ پای زدن: بعد از چرخ زدن میاندار به وسط گود میآید و سایرین گرد او حلقه میزنند و مرشد با ضرب خود آهنگ و ریتمی را تكرار میكند تا ورزشكاران، حركات خود را با حركات میاندار تطبیق دهند.

ـ كباده كشیدن: كشیدن كباده نیز به این ترتیب است كه ورزشكار، تنه كباده را به دست چپ و زنجیر آن را به دست راست گرفته و بالای سر میبرد و طوری حركت میدهد كه دستها از آرنج تا مچ بهطور افقی روی سر قرار میگیرد.



ـ شیرینكاری: این ورزش بستگی به استعداد و علاقه شخصی ورزشكاران و پهلوانان دارد مانند: پشتك و وارو زدن در كف گود، روی دست بلند شدن، راه رفتن با دو دست و یك دست، پرتاب میل و باز گرفتن آن از هوا، بازی با سه میل ضمن پرتاب و دوباره گرفتن آنها و غیره.ـ مشتمال: در هر زورخانهای یك نفر مشتمالچی وجود دارد، مشتمال در حقیقت یك نوع ماساژ كامل بدن برای رفع كوفتگی و خستگی عضلات و اندامهاست.

ـ ورزشكار زورخانهای بنا به دستورات مربی خود باید همواره طاهر، سحرخیز،
پاكنظر، خوش خلق و فروتن باشد. مرتكب حرام نگردد، از رذائل بپرهیزد.
ـ ورزش باید بعد از نماز صبح شروع و بعد از چاشتگاه خاتمه یابد، ورزش شبانه، سابقاً به لیالی قدر و ماه رمضان، بدون ضرب و آواز، محدود بود.
ـ مرشد زورخانه موظف است به تناسب اهمیت و مقام ورزشكاران به آنها خوشآمد بگوید و با زنگ زدن، همه را از ورود وی و لزوم احترام به او با خبر سازد.
ـ هر پهلوانی كه میخواهد وارد گود شود، خاك گود را به رسم زمین ادب بوسیدن، میبوسد.
ـ ورزش با لباس در زورخانه ممنوع است و ورزشكار فقط باید با شلوار مخصوص وارد گود شود و لنگی بر روی آن ببندد.
ـ یكی از شرایط مهم ورود به جرگه جوانمردان و ورزشكاران، بلوغ است.
ـ خوردن، آشامیدن، سیگار كشیدن، صحبت و خنده بیجا، در گود زورخانه ممنوع است.

تبلیغات


